عشب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عُ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- گیاه، گیاه تر؛ ج. اعشاب.<BR>۲- یونجة وحشی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- گیاه، گیاه تر؛ ج. اعشاب. ۲- یونجه وحشی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عشب . [ ع ُ ] (ع اِ) گیاه تر. (منتهی الارب ) (دهار) (مخزن الادویة) (غیاث اللغات ). گیاه تر در آغاز بهار. واحد آن عُشبة است . ج، أعشاب . (از اقرب الموارد). ◄ یونجه ٔ وحشی . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به یونجه شود.
عشب . [ ع َ ش َ ] (ع مص ) خشک گردیدن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ روییدن گیاه در مکانی . (از اقرب الموارد).
عشب . [ ع َ ش َ ] (ع ص ) عیال عشب ؛ عیال بزرگ که صغیر نباشد. (منتهی الارب ). عیال که در بین آنها صغیر نباشد. (از اقرب الموارد).