عسیلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عسیلة. [ ع ُ س َ ل َ ] (ع اِ مصغر) تصغیر عَسَل . (دهار). رجوع به عسل شود. ◄ کنایه است لذت جماع را. (از دهار). نطفه وآب مرد، یا حلاوتی است در جماع که به لذت انگبین تشبیه دهند، و در تصغیر با تاء آمده است، چون کلمه ٔ «عسل » غالباً بصورت مؤنث بکار رود. (از منتهی الارب ).
عسیلة. [ ع ُ س َ ل َ ] (اِخ ) آبی است در کوه قَنان در شرق سمیراء، و نام آن در شعر قحیف بن حمیر عقیلی آمده است . (از معجم البلدان ). آبی است شرقی ِ سمیراء. (منتهی الارب ). نام موضعی است به نجد به یک روز راه از وادی العروس . (از ابن جبیر) : زآب شور نقره و ریگ عسیله زاعتقاد سالکان از نقره کان و از عسل شان دیده اند. خاقانی .