عسکری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع. ] (ص نسب.)<BR>۱- منسوب به عسکر مکرم از شهرهای قدیم خوزستان.<BR>۲- (اِ.) در فارسی نوعی انگور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عَ کَ) [ ع. ] (ص نسب.) منسوب به عسکر؛ لشکری، سپاهی.
(~.) [ ع. ] (ص نسب.) ۱- منسوب به عسکر مکرم از شهرهای قدیم خوزستان. ۲- (اِ.) در فارسی نوعی انگور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عسکری . [ ع َ ک َ ](اِخ ) محمدبن علی عسکری . مفتی اهالی عسکر در مصر. او فقیهی شافعی بود و کتب شافعی را از ربیعبن سلیمان و یونس بن عبدالاعلی روایت کرد. (از اللباب فی تهذیب الانساب ). و رجوع به معجم البلدان ذیل عسکر مصر شود.
عسکری . [ ع َ ک َ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲ عسکری، مکنی به ابوبکر. از فقیهان حنفی و معتزلی بود. وی قاضی عسکر خلیفه المهدی بشمار میرفت و نسبت او به عسکر المهدی است . (از اللباب فی تهذیب الانساب ). ورجوع به معجم البلدان ذیل ماده ٔ عسکر المهدی شود.
عسکری . [ ع َ ک َ ] (اِخ ) علی بن محمد عسکری . رجوع به علی عسکری شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی