عسن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عسن . [ ع ُس ُ ] (ع مص ) گواریدن آب و علف و درخوردن آن در ستور. (منتهی الارب ). گوارائی آب و علف و درخور آن برای ستور. (ناظم الاطباء). سود رساندن علف برای چارپا. (ازاقرب الموارد). ◄ (اِ) پیه کهنه . (غیاث اللغات ). پیه دیرینه . (منتهی الارب ). شحم قدیم . اُسُن . (از اقرب الموارد): سمنت الدابة علی عسن ؛ آن چارپابر شحم و پیهی که پیش ازین بوده است فربه گشت . (از اقرب الموارد). ◄ فربهی . (منتهی الارب ).
عسن . [ ع ُ ] (ع اِ) فربهی و پیه . (منتهی الارب ). سمن و شحم . (اقرب الموارد). ◄ پیه دیرینه . (منتهی الارب ): سمنت الدابة علی عسن ؛ آن چارپا بر شحم و پیهی که پیش ازین بوده است، فربه گشت . (از اقرب الموارد). ◄ همتا و مانند. (منتهی الارب ).
عسن . [ ع َ ](اِخ ) نام جایگاهی است مشهور. (از معجم البلدان ).