عسقلانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عسقلانی . [ ع َ ق َ ] (اِخ ) محمدبن المتوکل بن أبی السری عسقلانی . از راویان است و از ابن عیینة و معتمربن سلیمان روایت کرده و ابوالعباس محمدبن حسن ابن قتیبه ٔ بلخی از او روایت کرده است . عسقلانی به سال ٢٣٨ هَ .ق . درگذشت . (از اللباب فی تهذیب الانساب ).
عسقلانی . [ ع َ ق َ ] (اِخ ) عیسی بن احمدبن عیسی بن وردان عسقلانی بلخی، مکنی به ابویحیی . محدث بود و از عبداﷲبن وهب و بقیةبن ولید حدیث آموخت و ابوعبدالرحمان نسائی و ابوحاتم رازی از اوروایت کرده اند. نسبت او به عسقلان بلخ است . (از اللباب فی تهذیب الانساب ). و رجوع به معجم البلدان شود.
عسقلانی . [ ع َ ق َ ] (اِخ ) حسن بن عبدالصمدبن شخباء. از شاعران قرن پنجم هجری در مصر. رجوع به حسن عسقلانی شود.