عسقبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عسقبة. [ ع ِ ق ِ ب َ ] (ع اِ) خوشه ٔ خرد انگور منفرد پیوسته در بن خوشه ٔ کلان .(منتهی الارب ). خوشه ٔ کوچک چسبیده به ریشه ٔ خوشه و عنقود. (از اقرب الموارد). ج، عِسقِب، عَساقِب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
عسقبة. [ ع َ ق َ ب َ ] (ع مص ) بی اشک گردیدن و بسته و سخت شدن چشم وقت گریه . (منتهی الارب ). جامد گشتن و خشک شدن چشم هنگام گریستن . (از اقرب الموارد).