عسعس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ سْ عَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) تیره و تاریک شدن.<BR>۲- (اِ.) گرگ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عَ سْ عَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) تیره و تاریک شدن. ۲- (اِ.) گرگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عسعس . [ ع ُ ع ُ ] (ع اِ) بازرگانان آزمندو حریص . ◄ آوندهای کلان . (منتهی الارب ).
عسعس . [ ع َ ع َ ] (اِخ ) ابن سلامة، مکنی به ابوصعدة. صحابی است . (از منتهی الارب ). و رجوع به ابوصعدة شود.
عسعس . [ ع َ ع َ ] (از ع، ص ) صیغه ٔ ماضی از مصدر عسعسة است به معنی تاریکی درآوردن شب . (از غیاث اللغات ). و در فارسی با توجه به مورد استعمال آن در قرآن کریم، بعنوان صفتی برای شب بکار رفته است : ایمان به وجود تو جدا گشت ز کفران چون روز درخشنده جدا از شب عَسْعَس . ناصرخسرو. و رجوع به عسعسة شود.