عسد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عسد. [ ع َ] (ع مص ) سیر کردن و رفتن . ◄ سخت تافتن رسن را. (از منتهی الارب ): عسد الحبل ؛ ریسمان را به سختی تافت . (از اقرب الموارد). ◄ گائیدن . (از منتهی الارب ). ◄ (اِ) ببر، و برخی آن را به این معنی صحیح نمیدانند. (از اقرب الموارد).