عسج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عسج . [ ع َ ] (ع مص ) گردن دراز کردن در رفتار. (ازمنتهی الارب ). گردن یازیدن در وقت رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). دراز کردن گردن در هنگام راه رفتن . عَسَجان . عَسیج . و رجوع به عسیج شود. ◄ به شتاب رفتن . (از ناظم الاطباء). دویدن . (المصادر زوزنی ).
عسج . [ ع َ س َ ] (ع مص ) بیمار گردیدن شتران از چریدن خار عوسج . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).