عسجدیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عسجدیة. [ ع َ ج َ دی ی َ ] (اِخ ) نام آن در شعر أعشی آمده است و آن را بازار طلافروشان و زرگران دانسته اند، و برخی آن را آبی دانسته اند ازآن ِ بنی سعد. (از معجم البلدان ).
عسجدیة. [ ع َ ج َ دی ی َ ] (ع اِ) شتربچگان بزرگ . (منتهی الارب ). فصیل های بزرگ . (از اقرب الموارد). ◄ شتر زربار. (منتهی الارب ). شترانی که بار طلا و زر دارند. (از اقرب الموارد). ◄ برنشستنی ملوک، و آن شترانند که جهت نعمان بن منذر بیاراستندی . (منتهی الارب ). رکاب و شتران پادشاهان، و آن در اصل شترانی بودند که برای نعمان زیور میشدند. (از اقرب الموارد). و رجوع به عسجد شود. ◄ (اِخ ) فَرَسی است . (از اقرب الموارد). اسبی است از اولاد دیناری . (منتهی الارب ).