عساریات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عساریات .[ ع ُ رَ ] (ع ص، ق ) بر اثر یکدیگر: جاؤوا عساریات ؛بر اثر یکدیگر آمدند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عُساری ̍. و رجوع به عساری شود. ◄ پراکنده و پریشان : ذهبوا عساریات ؛ رفتند پراکنده و پریشان . (از منتهی الارب ). یعنی رفتند در حالی که در هر راهی متفرق و پراکنده بودند. (از اقرب الموارد).