عزیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عزیف . [ ع َ ] (ع اِ) آواز پری و آن آواز خفی و پستی است که به شب در بیابان شنیده شود و گویندآن صوت بادها در جو است که اهل بادیه آن را صوت جن تصور کنند. (از منتهی الارب ). صوت جن . (اقرب الموارد). ◄ توسعاً، مطلق آواز یا آواز که از چیزی برآید : آواز تکبیر از صف سلطان و عزیف مزمار و صفیر از قبل آن شیطان ... (جهانگشای جوینی ).
عزیف . [ ع َ ] (ع مص ) آواز کردن جن . (از منتهی الارب ). بانگ کردن . (تاج المصادر بیهقی ): عزفت الجن ؛ جن در بیابانها آواز داد. ◄ بازی کردن جن . ◄ بانگ دادن کمان . (از اقرب الموارد). عَزف . و رجوع به عزف شود.
عزیف . [ ع َ ] (اِخ ) نام رملی است در عینة از آن بنی سعد. (از معجم البلدان ).