عزوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عزوز. [ ع َ ] (ع ص ) ناقه ای که سوراخ پستانش تنگ باشد، و نیز گوسفند. (از منتهی الارب ). ماده شتر تنگ احلیل، چنانکه گویند: ما العزوز کالفتوح ؛ یعنی ناقه ٔ تنگ احلیل چون ناقه ٔ گشاداحلیل نیست . (از اقرب الموارد). ج، عُزُز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). - فلان عنز عزوز لها درجم ؛ یعنی او بسیارمال و شحیح و بخیل است . (از اقرب الموارد).
عزوز. [ ع ُ ] (ع مص ) تنگ پستان شدن ناقه . (ازمنتهی الارب ). «عَزوز» گشتن ماده شتر. (از اقرب الموارد). عِزاز. و رجوع به عزاز شود. ◄ قوی گردیدن . (از منتهی الارب ). عِزاز. رجوع به عزاز شود.