عزهل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عزهل . [ ع ِ هََ ل ل ] (ع ص ) فارغ از هر چیزی . (منتهی الارب ). فارغ . (اقرب الموارد).
عزهل . [ ع ِ هَِ ] (ع ص، اِ) مرد دودله و مضطرب . (منتهی الارب ). مرد مضطرب . (از اقرب الموارد). ◄ کبوتر یا چوزه ٔ آن . (منتهی الارب ). ذکر و نر از کبوتر، و گویند جوجه ٔ آن . (از اقرب الموارد). عَزهَل . و رجوع به عَزْهَل شود. ◄ درگذرنده و پیشی گیرنده ٔ شتاب رو. (منتهی الارب ). سریع. (اقرب الموارد).
عزهل . [ ع َ هََ ] (ع ص، اِ) مرد دودله و مضطرب . (منتهی الارب ). مرد مضطرب . (از اقرب الموارد). ◄ کبوتر نر، یا چوزه ٔ آن . (منتهی الارب ). ذکر و نر از کبوتر، و گویند جوجه ٔ آن . (از اقرب الموارد). حمام ذکر، یعنی کبوتر نر. (مخزن الادویة). عِزهِل . و رجوع به عِزْهِل شود. ◄ (اِخ ) از اعلام است . (از منتهی الارب ).