عزلتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عزلتی . [ ع ُ ل َ ] (ص نسبی ) که عزلت اختیار کند. گوشه نشین و زاهد. (ناظم الاطباء).
عزلتی . [ ع ُ ل َ ] (اِخ ) تخلص ادهم واعظ است . رجوع به ادهم واعظ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عزلتی . [ ع ُ ل َ ] (ص نسبی ) که عزلت اختیار کند. گوشه نشین و زاهد. (ناظم الاطباء).
عزلتی . [ ع ُ ل َ ] (اِخ ) تخلص ادهم واعظ است . رجوع به ادهم واعظ شود.