عر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عر. [ ع ُرر ] گر. عَرّ. عرّه . با فتح اول جرب است و بضم اول قروحی است در اعناق ابل و فصلان . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). قرحه هایی در گردن شتر. ◄ جرب . (از اقرب الموارد). گری و جرب . (ناظم الاطباء). ◄ بیماریی است که از آن پشم گوسپند و شتر برافتد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بیماریی است که از آن پشم شتر بریزد. (از اقرب الموارد). در صحاح است که قروحی است مثل قوباء که بر پاهای شتر ظاهر شوند و از آن آب زرد ریزش کند. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). ◄ زرق پرنده . (از اقرب الموارد). ◄ زرق پسر. ◄ کودک . (از اقرب الموارد). ◄ طفل که زوداز شیر باز داشته شود. (آنندراج ). ◄ عُرّاالوادی، دو طرف آن را گویند. (از اقرب الموارد).
عر. [ ع َرر ] (ع مص ) به بدی انداختن کسی را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ آلودن کسی را به بدی . (منتهی الارب ). ◄ رسانیدن کسی را به مکروهی . ◄ از بیخ برکندن موی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ باز افکندن زمین را. (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ حاجتمند شدن . (از اقرب الموارد) (قطرالمحیط) (منتهی الارب ). ◄ نیازمندی نمودن کسی را. ◄ گرگین شدن شتران . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ اندوهگین کردن کسی را. (منتهی الارب ). ◄ دادن کسی را بی خواست . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ سرگین در زمین کسی کردن . (تاج المصادر). سرگین انداختن . (منتهی الارب ). ◄ کسی را غمگین کردن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر). ◄ گشن ناک گردیدن . (منتهی الارب ).
عر. [ ع ُرر ] (ع مص ) گشن ناک گردیدن . (منتهی الارب ). عَرّ.