عریج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عریج . [ ع َ ] (ع ص ) نااستوار: امر عریج ؛ کار نااستوار. (منتهی الارب ). امری که محکم نشده باشد. (از اقرب الموارد).
عریج . [ ع ُ رَ ] (اِخ ) ابن عبدرضابن جبیل بن عامربن عمروبن عوف کلبی . از اجداد است و نسبت بدو عریجی شود. (از اللباب فی تهذیب الانساب ).
عریج . [ ع ُ رَ ] (اِخ ) ابن سعدبن جمح . از اجداد جاهلی است و نسبت بدو عریجی شود. (از اللباب فی تهذیب الانساب ).