عرکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرکی . [ ع َ رَ کی ی ] (ع اِ) ماهیگیر. (منتهی الارب ). صاید ماهی . (از اقرب الموارد). ◄ کشتیبان . (منتهی الارب ). ملاح . (از اقرب الموارد). ج، عَرَک، و جمع الجمع عُروک . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
عرکی .[ ع َ رَ کی ی ] (اِخ ) اسمی است شبیه به نسبت . و آن نام کسی است که از پیامبر (ص ) در مورد وضو ساختن با آب دریا استفسار کرد. (از اللباب فی تهذیب الانساب ).