عروض
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- دانش شناخت وزن شعر و تغییرات آن.<BR>۲- جزو آخر از مصراع اول هر بیت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- دانش شناخت وزن شعر و تغییرات آن. ۲- جزو آخر از مصراع اول هر بیت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عروض . [ ع ُ ] (ع اِ) ج ِ عَرض . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عرض شود.
عروض . [ ع ُ ] (ع مص ) پیش آمدن کسی را حاجت . (از منتهی الارب ). عارض شدن . ظهور. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). طاری شدن . سانح شدن . عَرض . رجوع به عرض شود.
عروض . [ ع َ] (اِخ ) نام اسب قره ٔ اسدی است . (از منتهی الارب ).
فرهنگ طیفی واژهدان
قصیده، غزل، مثنوی، رباعی، چکامه، شعر هجایی، دوبیتی، ترکیببند، مستزاد، بحرطویل، مختلفالارکان، ترجیع، ترجیعبند، مثلث، مسمط، مثمن، مخمس، مربع، مسدس، مقطعه