عروب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عروب . [ ع َرْ رو ] (اِخ ) نام دو قریه است در ناحیه ٔ قدس . و در آنجا دو چشمه ٔ عظیم و دو برکه و باغهای باصفایی موجود است . (از معجم البلدان ).
عروب . [ ع َ ] (ع ص ) زن صاحب جمال شوی دوست، یا زن نافرمان، یا عاشق شوی، یا به ستم دوست دارنده شوی را و آشکارکننده ٔ آن، یا زن رخسار خنده . (منتهی الارب ). زنی که شوهرش او را دوست دارد، و زنی خنده رو، و زنی که او شوهر خود را دوست دارد. (آنندراج ). زن شوی دوست . (دهار). شوهردوست . (نصاب ). زن دوست دارنده زوج خود را، و گویند زن عاصی، و گویند زن ضحاکه و بسیارخنده . گویند: خیرالنساء اللعوب العروب . (از اقرب الموارد). ج، عُرُب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).