عرنین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرنین . [ ع ِ ] (ع اِ) بینی، یا استخوان درشت آن، یا بن بینی نزدیک ابرو. (منتهی الارب ). بن بینی . (مهذب الاسماء). تمام بینی و یا استخوان سخت آن، و یا زیر محل اتصال دو ابرو، یعنی ابتدای بینی که «شمم » در آن قرار دارد. (از اقرب الموارد). گر ناصبی مثل مگسی گردد بگذشت نارد از در عرنینم . ناصرخسرو. ◄ اول و بهترین هر چیزی . (منتهی الارب ). اول هر چیزی . (از اقرب الموارد). ◄ سردار و شریف قوم . (منتهی الارب ). سید شریف . (اقرب الموارد). ج، عَرانین . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).