عرندل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرندل . [ ع َ رَ دَ ] (اِخ ) نام قریه ای است از سرزمین شَراة از شام . و آن در عهد خلیفه ٔ دوم پس از یرموک فتح شد. (از معجم البلدان ).
عرندل . [ ع َ رَ دَ ] (ع ص ) سخت درشت . (منتهی الارب ). صلب و شدید. (از اقرب الموارد). عَردَل . رجوع به عردل شود. ◄ دراز قامت . (منتهی الارب ). طویل . (اقرب الموارد).