عرند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرند. [ ع ُرْ رُ ن َدد ] (اِخ ) قلعه ای است به صنعای یمن . (منتهی الارب ).
عرند. [ ع ُ رُ / ع ُ رَ ] (ع ص ) صلب و شدید. (از اقرب الموارد). درشت و رست، گویند وتر عرند. و هم وزن آن جز کلمه ٔ «ترنج » یافت نشود. (از منتهی الارب ). عَرِد. عُرُدّ. عَرندند. رجوع به عرد و عرندد شود.