عرمس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرمس . [ ع ِ م ِ ] (ع ص، اِ)سنگ بزرگ . (منتهی الارب ). صخره . (اقرب الموارد). ◄ ناقه ٔ استوار. (منتهی الارب ). ماده شتر سخت و قوی، از جهت تشبیه به صخره . (از اقرب الموارد).
عرمس . [ ع َ رَم ْ م َ ] (ع ص ) مرد درگذرنده و رسا در امور و دانا. (منتهی الارب ). ماضی و گذرنده و ظریف، از مردم . (از اقرب الموارد).