عرقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرقی . [ ع ِ قی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به عِرقة که آن شهرکی است در مشرق طرابلس شام . وجماعتی از بزرگان بدانجا منسوبند. (از اللباب فی تهذیب الانساب ) (از معجم البلدان ). رجوع به عرقة شود.
عرقی . [ ع ِ ] (اِخ ) لقب محمدبن حمزةبن احمد عرقی، مکنی بابوالبرکات است . وی محدث بود و به سال ٤٦٥ هَ . ق . در مصر متولد شد و حدیث را نزد خلعی و ابن ابی داود سلفی، و لغت را نزد ابن قطاع آموخت . او به سال ٥٥٧ هَ . ق . درگذشت . (از معجم البلدان ).
عرقی . [ ع ِ ] (اِخ ) لقب عروةبن مروان جزری عرقی محدث و ساکن شهر عرقة بوده که از عبیداﷲبن عمر ورقی و موسی بن اعین و دیگران روایت دارد و ایوب بن محمد وزان و دیگران از او روایت کرده اند. (از اللباب فی تهذیب الانساب ).