عرقل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرقل . [ ع َ ق َ ] (اِخ ) ابن خطیم . مردی است . (منتهی الارب ). شاعری است مشهور از عرقلة. (از تاج العروس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرقل . [ ع َ ق َ ] (اِخ ) ابن خطیم . مردی است . (منتهی الارب ). شاعری است مشهور از عرقلة. (از تاج العروس ).