عرق آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرق آوردن . [ ع َ رَ وَ دَ ] (مص مرکب ) خارج کردن عرق و خوی .مُعِّرق شدن . مثلا" گویند آسپرین عرق میآورد. (از یادداشت مرحوم دهخدا) : اندر یاد کردن تدبیرهای عرق آوردن، یعنی تدبیر خوی آوردن . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ◄ عرق کردن . خوی کردن : عرق بر عارضین آرد چو شبنم . سعدی . ضحی ؛ عرق آوردن . امطار؛ عرق آوردن پیشانی کسی . (منتهی الارب ).