عرفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرفی . [ ع َ رَ می ی ] (ص نسبی ) منسوب به عرفات . (منتهی الارب ). رجوع به عرفات شود.
عرفی . [ ع ُ ] (ص نسبی ) منسوب به عرف . رجوع به عرف شود. مقابل شرعی . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ آنچه بر فعل متوقف باشد چون مدح و ثنا. (از تعریفات جرجانی ). ◄ مبالغه شده . ◄ معروف . ◄ جمعشده و زیاد گشته . ◄ متجاوز. ◄ عمومی . (ناظم الاطباء).
عرفی . [ ع َ رَ ] (اِخ ) زَنفَل بن شداد عرفی . از روات حجاز و ساکن عرفه بود. وی از ابن ابی مُلَیکة روایت کرده است و ابوالحجاج و نصربن طاهر از او روایت کرده اند. (از معجم البلدان ). و رجوع به اللباب فی تهذیب الانساب شود.