عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۳۲۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
کنون که دیده خریدیم، باغها گم شد شکست توبه، شراب از ایاغها گم شد برای گم شدگان، صد سراغ حاضر بود مرا چو نام برآمد، سراغها گم شد به شاخ سنبل زلفی، دلم نشیمن کرد که زیر سایه برگیش باغها گم شد به روزگار منای شمع آفتاب مخند که در سیاهی روزم چراغها گم شد رسید محمل عرفی به آستان بهشت ز عیش خانه جنت فراغها گم شد