عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۳۰۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آواره دلی کو روش خیر نداند پر آبله پایی که ره سیر نداند عاشق هم از اسلام خراب است، هم از کفر پروانه چراغ حرم و دیر نداند زنهار مکاوید دلم، کاین مغ سرمست آیین شر و قاعده خیر نداند جز با دل عرفی نبرم نغمه منصور کیفیت این زمزمه را غیر نداند