عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۲۷۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند صد دل نموده وام و نیم نگاهی به او کنند این تشنگی به جام و قدح کم نمیشود با ساقیان بگو که فکر سبو کنند این است التماس که ما را پس از وفات رندان باده نوش به میشست و شو کنند نازم به غمزهاش که ز شوق خدنگ او آسودگان حیات دگر آرزو کنند عرفی چه بیم داری از آسیب دلبران بگذار تا به جان تو ناخن فرو کنند