عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۱۱۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای دل پیاله گیر که وقت صبوح تست کز فیض جمله فتح، محل فتوح تست آیینهای که صورت و معنی نمایدت دست است، گر جمله سوخته، در جیب روح تست اسباب عفو را، چه به ما، جلوه میدهی ما توبه دشمنیم و ستم را صبوح تست اهل مسیح را به فلک بر، مسیح وار این گریه من است، نه توفان نوح تست یاران ز شیر دختر رز در صبوحیاند عرفی تو جام زهر کش، کین صبوح تست