عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
امید عیش کجا و دل خراب کجا هوای باغ کجا، طایر کباب کجا به مینشاط جوانی به دست نتوان کرد سرور باده کجا، نشأ شباب کجا به ذوق کلبه رندان کجاست خلوت شیخ حریم کعبه خلوت کجا، شراب کجا بلای دیده و دل را ز پی شتابانم کسی نگویدمای خان ومان خراب کجا بلند همتی ذره داع میکندم وگر نه ذره کجا، مهر آفتاب کجا نوای عشق ابد میسرود عرفی دوش کجاست مطرب و آهنگ این رباب کجا