فرهنگ لغت

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۳۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر چشم و دلم ز ناله و گریه جداست زنهار مبر گمان که راحت، که خطاست گر ناله خموش است دلم در جوش است گر دیده سراب است، درونم دریاست

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۳۰ | فرهنگ لغت