فرهنگ لغت

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۲۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زین سردی دی که آب و آتش یخ بست در بستن یخ جوهر الماس شکست زان گونه مسامات هوا بسته که تیر یابد ز کمان گشاد و نتواند جست

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۲۸ | فرهنگ لغت