فرهنگ لغت

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آنم که رعیت کمینم دهر است تریاق زمانه با خلافم زهر است عالم به ممالک جلالم شهر است دریای محیط خندق آن شهر است

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۸ | فرهنگ لغت