فرهنگ لغت

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

وصل تو دوایی است که بیمارش نیست حسن تو متاعی است که بازارش نیست عشق تو کمندی که گرفتارش نیست حمد تو زبانی است که گفتارش نیست

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۲ | فرهنگ لغت