فرهنگ لغت

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۰۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آنم که تنم همیشه از جان به بود آلایش دامنم ز دامان به بود اوقات حیات خویش را سنجیدم هر وقت که در خواب گذشت آن به بود

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۰۱ | فرهنگ لغت