عرعرو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرعرو. [ ع َ ع َ ] (ص نسبی ) متصف به صفت عرعر کردن، یعنی ناهنجار و بی هنگام بانگ ناموزون برآوردن . ◄ مجازاً، بچه ٔ نحس و بداخلاق و زرزری . (فرهنگ لغات عامیانه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرعرو. [ ع َ ع َ ] (ص نسبی ) متصف به صفت عرعر کردن، یعنی ناهنجار و بی هنگام بانگ ناموزون برآوردن . ◄ مجازاً، بچه ٔ نحس و بداخلاق و زرزری . (فرهنگ لغات عامیانه ).