عربیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عربیة. [ ع َ رَ بی ی َ ] (ص نسبی ) مؤنث عربی . رجوع به عربی شود. ◄ لغت عرب . زبان عرب . ◄ آنچه عرب بدان سخن گوید و تکلم کند. (از اقرب الموارد). ◄ گاه در کتابهای فارسی پیش از نقل بیت یا قطعه از شعر عرب عربیة نویسند، مقصود از آن شعری عربی یا قطعه ای عربی است . (یادداشت مؤلف ). - علوم عربیة ؛ علوم عربی . دانشها که عرب را بود. ادب عرب . ادبیات عرب . - نقود عربیة ؛ مسکوک قوم عرب یا ممالک عرب . سکه که نقش کلمات عرب دارد. یا در سرزمین عرب نقش شود یا در سرزمینی که حکومت عرب دارد زده شود. و نیز رجوع به النقود العربیة ص ٩٢ شود.
عربیة. [ ع َ بی ی َ ] (اِخ ) (بمعنی خشک و بی آب و علف در عبری ) در قاموس کتاب مقدس این کلمه را بجای عربستان و سرزمین عرب آورده است و گوید شبه جزیره ای است که در قسمت جنوبی آسیا فیمابین دریای احمر و دریای هند و خلیج فارس واقع است طولش از جنوب بشمال ١٣٠٠ میل و عرضش در عریضترین قسمتهایش ١٥٠٠ میل و در اماکنی که عرضش بدین درجه نرسد تخمیناً ٩٠٠میل است و از جمیع اطراف جز شمال، دریا آنرا احاطه کرده است . رجوع به عربستان و قاموس کتاب مقدس شود.