عربلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عربلو. [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاربلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان، کوهستانی . ٢٤٤ تن سکنه دارد. شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی قالیبافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
عربلو. [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی است از بخش سراسکند شهرستان تبریز. کوهستانی، ١٩٢ تن سکنه دارد، آب آن از چشمه تأمین میشود. شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
عربلو. [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای . بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه . هوای آن معتدل است . ١٨٦ تن سکنه دارد. شغل اهالی زراعت است . صنایع دستی آنها جوراب بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).