عرب آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرب آباد. [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فعله کری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان . ناحیه ای است، واقع در دامنه و سردسیر است و ١٤٥ تن سکنه دارد و آب آن از قنات تأمین میشود. محصولات آن غلات و حبوبات و توتون و شغل اهالی زراعت است . صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
عرب آباد. [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یهود بخش طبس شهرستان فردوس . ١٥١ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیائی ج ٩).
عرب آباد. [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش ماهان شهرستان کرمان . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. ١٨٠ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و قنات تأمین میشود. محصولاتش : غلات حبوبات و صیفی است . اهالی بکشاورزی و مکاری و ریسندگی گذران میکنند. راه فرعی به شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).