عران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عران . [ ع ِ ] (ع اِ) بیماریی است که موی پائین پای ستور برافکند. ◄ کفتگی پای ستور. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). ◄ درشتی است که در خرده گاه دست و پای اسب برآید. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ چوب بینی شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ ابن السکیت گوید: و قرح یأخذه ؛ أی البعیر فی عنقه فیحتک منه و ریما برک الی اصل الشجرة و احتک بها. (اقرب الموارد). ◄ عران البکرة، چوب بکرة. (از منتهی الارب ). ◄ القرن . (اقرب الموارد). شاخ حیوان . ◄ میخ . (منتهی الارب ). ◄ مسمار که بین سنان و نیزه است . (اقرب الموارد). ◄ دیار دور.(از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ کله ٔکفتار (منتهی الارب ). ◄ (مص ) دور گردیدن .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ کشش کردن و کارزار نمودن . (منتهی الارب ). ◄ اتصال یافتن . (اقرب الموارد). ◄ سخت و درشت گشتن . ◄ پی پیچیدن بر تیر. (منتهی الارب ).
عران . [ ع َرْ را ] (ع ص ) آنکه درخت عران فروشد. (از اقرب الموارد).