عرام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرام . [ ع ُ ] (ع اِ) استخوان گوشت از وی باز کرده . ◄ درخت پوست رفته . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). درخت خائیده . ◄ آنچه بر افتد از پوست . (منتهی الارب ). ◄ برگ عوسج . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ماسقط من قشر العوسج . ◄ (اِمص ) شوخی . ◄ بدخوئی . (منتهی الارب ). الشراسة و الاذی . (از اقرب الموارد). ◄ نشاط و شادمانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ بسیاری . ◄ عرام الرجل ؛ حدت و اشتداد مرد. (ناظم الاطباء). ◄ عُرام الجیش ؛ تیزی و سختی لشکر. (از اقرب الموارد) ◄ (مص ) شدید و سخت گردیدن . ◄ شوخ شدن . (منتهی الارب ). ◄ شوخی کردن کودک . (المصادر).