عراقیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عراقیب . [ ع َ ] (اِخ ) معدنی است و دهی است بزرگ نزدیک حمای ضربه مرضباب را. (از معجم البلدان ).
عراقیب . [ ع َ ] (ع اِ) بینی های کوه . (منتهی الارب ) (آنندراج )، ج ِ عُرقوب . خیاشم الجبال . مرکب . ◄ راههای تنگ و دشوار گذار در پشت کوه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ کارهای سترگ و دشوار. ◄ کارهای درهم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ پاشنه ٔ پشت نعلین باشد و منه قول النبی (ص ): ویل للعراقیب من النار. (از معجم البلدان ).