عراقی | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
راحت دوستان عمادالدین چون که امروز بهترک هستی در کف محنت خودی امروز؟ یا نه از دست رنج وارستی همچو ماهی بر آسمان نشاط یا چو ماهی فتاده در شستی؟ یا بهانه است اینهمه، خود تو از قدحهای عشق سرمستی؟ خاطر دوستانت غمگین است تا تو در خانه شاد ننشستی مرهمی ساز بهر خستهدلان هر چه زودتر که جمله را خستی