عراقی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۶۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ساقی، چو نمیدهی شرابم خونابه بده بجای آبم خون شد جگرم، شراب در ده تا کی دهی از جگر کبابم؟ دردی غمم مده، که من خود از درد فراق تو خرابم از تابش میدلم برافروز تا روی دل از جهان بتابم در کیسه من چو نیست نقدی دانم ندهی شراب نابم چون خاک در توام، کرم کن یاد آر به جرعهای شرابم میده، که ز هستی عراقی یک باره مگر خلاص یابم