عراقی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۲۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سر به سر از لطف جانیای پسر خوشتر از جان چیست؟ آنیای پسر میل دلها جمله سوی روی توست رو که شیرین دلستانیای پسر زان به چشم من درآیی هر زمان کز صفا آب روانیای پسر از میحسن ار چه سرمستی، مکن با حریفان سرگرانیای پسر وعدهای میده، اگر چه کج بود کز بهانه درنمانیای پسر بر لب خود بوسه زن، آنگه ببین ذوق آب زندگانیای پسر زان شدم خاک درت کز جام خود جرعهای بر من فشانیای پسر از لطیفی مینماند کس به تو زان یقینم شد که جانیای پسر گوش جانها پر گهر در حضرتت کز سخن در میچکانیای پسر در دل و چشمم، ز حسن و لطف خویش آشکارا و نهانیای پسر نیست در عالم عراقی را دمی بیلب تو زندگانیای پسر