فرهنگ لغت

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست مستان شده‌اند و هیچ می‌پیدا نیست مردان رهش ز خویش پوشیده روند زان بر سر کوی عشق پی پیدا نیست

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۸ | فرهنگ لغت