فرهنگ لغت

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست دو چیز به تو بداد، کان سخت نکوست هم سیرت آن که دوست داری کس را هم صورت آن که کس تو را دارد دوست

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۳ | فرهنگ لغت